بررسی موقعیت جغرافیایی کشور گرجستان
جولای 7, 2016

تاریخ کشور گرجستان – قسمت 1

نشان ملی کشور گرجستانc

تور گرجستان – تاریخ کشور گرجستان

 

تاریخ کشور گرجستان – قسمت اول

ملت گرجستان برای اولین بار تحت سلطه پادشاهی باگراتیونیها (Bagrationi)  متحد شدند که توسط پادشاه Bagrat III از قرن 9 تا قرن 10، با متحدکردن کشورهای اسبق و پادشاهیان کهن کولخیس (Colchis) و ایبریا (Iberia) به وجود آمد . پادشاهی گرجستان در طول 10 قرن تا قرن 12تحت سلطه پادشاه David IV، سازنده و ملکه تامار بزرگ بود او در سال 1243 به مغول حمله کرد، و پس از یک مراسم مختصر، در دولت George V به امپراتوری تیموری رسید.

در سال 1490، گرجستان به چند  پادشاهی کوچک و امیرنشین تقسیم شد که در طول اوایل دوره مدرن برای حفظ استقلال خود در برابر عثمانی و ایران (صفویه، افشاریه و قاجاریه) تلاش بسیار کردند. در نهایت  این کشور در سال 1801 به امپراتوری روسیه پیوست، که به صورت  اسمی و صوری در سال 1813 تایید گردید.

پس از یک پیشنهاد مختصر برای استقلال جمهوری دموکراتیک گرجستان از سال 1918 تا سال 1921، گرجستان بخشی از جمهوری سوسیالیستی ماورای قفقاز شوروی از سال 1922 تا سال1936 بود، و پس از آن جمهوری سوسیالیستی گرجستان شوروی، تا انحلال اتحاد جماهیر شوروی، تشکیل شد.

جمهوری فعلی گرجستان از سال 1991 به استقلال رسید. اولین رئيس جمهور زوییاد گامساخوردیا (Zviad Gamsakhurdia) به ناسیونالیسم گرجستان دامن زده و بر اقتدار و قدرت تفلیس بر آبخازیا و اوستیای جنوبی قول داد. گامساخوردیا در یک کودتای خونین در همان سال سرنگون شد و کشور در جنگ داخلی تلخ، که تا سال 1995 به طول انجامید درگیر شد.

با حمایت روسیه، آبخازیا و اوستیای جنوبی عملا استقلال خود از گرجستان را به دست آوردند. انقلاب رز (Rose Revolution) ادوارد شواردنادزه (Eduard Shevardnadze) را در سال 2003 مجبور به استعفا کرد. دولت جدید تحت سلطه میخائیل ساکاشویلی (Mikheil Saakashvili) از جدایی جمهوری سوم در بحران آجارستان سال 2004 جلوگیری کرد، اما درگیری با آبخازیا و اوستیای جنوبی به جنگ روسیه و گرجستان در سال 2008 منجر شد و باعث گردید تنش با روسیه حل نشده باقی بمانند.

 

دوره پیش از تاریخ گرجستان

تور گرجستان - پادشاهی Diauehi

تور گرجستان – پادشاهی Diauehi

مدارک و شواهد اولین سکونت قلمرو امروزی گرجستان را به 1.8 میلیون سال پیش، در بخش جنوب شرقی این کشور نشان می دهد. این قدیمی ترین شواهد از سکونت انسان در هر نقطه در جهان به غیر از آفریقا است. بقایای متعدد از ماقبل تاریخ (وسائل خاص و اشیایی از دوران نو سنگی) در غار و مکان های باز گرجستان شناخته شده است.

در گرجستان اولین شغل در دوره نوسنگی کشاورزی بود. مدتی بین 6000 و 5000 قبل از میلاد برای مدت ها کشاورزی بوده است و به عنوان فرهنگ Shulaveri-Shomu شناخته شده بود که در آن مردم محلی از حیوانات بزرگ مانند گاو و خوک ها برای ابزار رشد محصولات کشاورزی، از جمله انگور استفاده می کردند.

متالورژی در اوایل گرجستان در طول هزاره ششم قبل از میلاد ، در ارتباط با فرهنگ Shulaveri-Shomu آغاز شد. از آغاز هزاره چهارم، استفاده از فلزات بزرگتر در شرق گرجستان و در کل منطقه قفقاز مورد توسعه قرار گرفت.

در سال 1970، کشفیات باستان شناسی تعدادی از شهرک های باستانی را پیدا نمودند که شامل خانه با گالری ها، به هزاره پنجم قبل از میلاد در منطقه Imiris-gora شرق گرجستان می رسد. این خانه در پلان مدور یا بیضی شکل و دارای ویژگی های مشخص : اسکله مرکزی و دودکش بود. در دوره مس و سنگ (Chalcolithic) هزاره چهارم و سوم قبل از میلاد، گرجستان و شرق آسیای صغیر خانه به سبک و فرهنگ کورا-ارس (Kura-Araxes) بودند، در هزاره قبل از میلاد جای خود را به فرهنگ Trialeti دادند. همچنین باستان شناسان باقی مانده های شهرک Beshtasheni و Ozni (چهارم و سوم هزاره قبل از میلاد) و تدفین barrow (به هزاره دوم قبل از میلاد) در ایالت Trialeti، در تسالکا (شرق گرجستان) کشف کردند که به خوبی فرهنگ پیشرفت و توسعه ساختمان ها و معماری آن ها را شرح می دهد.

Diauehi، یک اتحادیه قبیله ای گرجی ها بوده است که برای اولین بار در تاریخ در قرن 12 قبل از میلاد نوشته شده است. یافته های باستان شناسی و منابع کهن عناصر اوایل سیاسی و تشکل های دولتی را نشان می دهد که با متالورژی و تکنیک های پیشرفته زرگری که قدمت آن به قرن 7 قبل از میلاد و دورتر از آن می رسد. بین 2100 تا 750 سال پیش از میلاد، منطقه توسط هیتی ها، اورارتوها، مادها، نیا-ایرانیان (Proto-Persians) و کیمری (Cimmerians) مورد حمله واقع شد و جان سالم به در برد. در همان دوره، وحدت قومی از Proto-Kartvelians به چندین شاخه شکست، از جمله: Svans، Zans / Chans و شرق Kartvelians.

 

قدمت تاریخ گرجستان

اوایل ایالات گرجستان کولخیس و ایبریا

center> اوایل ایالات گرجستان کولخیس و ایبریا

پادشاهی اوایل گرجستان کولخیس (Colchis) و ایبریا (Iberia)

اتحادیه قبیله ای گرجستان دوم در قرن 13 قبل از میلاد در ساحل دریای سیاه تحت پادشاهی کولخیس در غرب گرجستان پدید آمده است. پادشاهی کولخیس، که از قرن 1 تا قرن 6 قبل از میلاد وجود داشته است اولین بار در اوایل شکل گیری دولت گرجستان و مدت Colchians بود و به عنوان اصطلاح جمعی برای قبایل اولیه گرجستان Kartvelian مانند Mingrelians، Lazs و Chans مورد استفاده قرار گرفت که در ساحل شرقی دریای سیاه سکونت داشتند.

با توجه به تحقیقات پژوهشگر محقق قفقازی Cyril Toumanoff:

کولخیس به نظر می رسد اولین دولت قفقازی باشد، کولخیس را می توان به عنوان یک پروتو گرجستان در نظر گرفت، اما عملا به نظر می رسد آغاز تاریخ اجتماعی گرجستان در کولخیس، اولین شکل گیری گرجستان است.

یونانیان باستان از کولخیس اطلاعات داشتند و آن را در افسانه یونانی جیسون و آرگوناتها که در جستجوی پشم طلایی به آنجا سفر کرده بودند نشان دادند. حدود 2000 پیش از میلاد، سکونت در شمال غرب کولخیس توسط Svanو Zan از قبایل Kartvelian آغاز گردید. یکی دیگر از عناصر قومی مهم کولخیس باستان یونانیان که بین 1000 و 550 قبل از میلاد بسیاری از مستعمرات تجاری در منطقه ساحلی تاسیس شد، در میان آن ها Naessus، Pitiys، Dioscurias (سوخومی مدرن)، Guenos، Phasis (پوتی مدرن)، Apsaros و Rhizos (Rize مدرن در ترکیه) وجود دارند. با توجه به سنت و رسوم گرجستان، پادشاهی کارتلی (شناخته شده به عنوان ایبریا در ادبیات یونانی رومی) حدود 300 سال قبل از میلاد توسط Parnavaz I، اولین حاکم از سلسله Parnavazid تاسیس شد.

بین سال های 653 و 333 قبل از میلاد، هر دو پادشاهی کولخیس و ایبریا در تهاجم های پی در پی توسط امپراطوری ماد ایران جان سالم به در برد. در مورد ایرانیان هخامنشی با این حال متفاوت است. به گفته هرودوت (3.97)، قدرت هخامنشی تا کوه های قفقاز نیز گسترش یافت.

گرجستان در پایان قرن 4 قبل از میلاد در جنوب ایبریا شاهد تاخت و تاز سپاه اسکندر کبیر (امپراتوری یونانی مقدونی) به جنوب قفقاز بود. نه ایبریا و نه کولخیس هیچکدام با امپراتوری اسکندر ترکیب نشدند. با این حال، فرهنگ یونان باستان هنوز هم نفوذ قابل توجهی در منطقه داشته و به طور گسترده ای یونانی ها در شهرستان های کولخیس دیده می شدند. اما در ایبریا نفوذ یونانی کمتر قابل توجه بود و به زبان آرامی (Aramaic) سخن می گفتند.

 

قرون وسطی گرجستان

ملکه تامارا

ملکه تامارا

اولین سلطنت گرجستان متحده در پایان قرن 10 زمانی که  Curopalate David از کارتلی-ایبریا حمله کرد، تشکیل شد. سه سال بعد، پس از مرگ عمویش تئودوسیوس (Theodosius) نابینا، Egrisi-Abkhazia آبخازیا، Bagrat III  تاج و تخت آبخازیا را به ارث برد.

در نیمه دوم قرن 11 حمله ترک های سلجوقی رخ داد که در سال 1040 موفق به تشکیل یک امپراتوری پهناور عشایری شده بودند. در سال 1071، ارتش سلجوقی نیروهای بیزانس و ارمنستان و گرجستان متحده در نبرد ملازگرد را نابود کرد. در سال 1081، همه ارمنستان، آناتولی، بین النهرین، سوریه، و بسیاری از گرجستان فتح شده بود و در تهاجمی بزرگ ترکیه را ویران کرد. در گرجستان، تنها مناطق کوهستانی آبخازیا، سونتی، راچا و خوی-خوسورتی خارج از کنترل سلجوقی باقی ماند و به عنوان یک پناهگاه نسبتا امن برای پناهندگان متعدد خدمت کرد. بقیه کشور توسط فاتحان به غارت رفت: شهرستان ها و قلعه ها را نابود کردند، روستاها غارت شد، و هر دو قشر اشراف و جمعیت کشاورزی قتل عام شدند. در واقع، با پایان سال 1080، تعداد گرجی ها در منطقه کمتر شد.

جنگ علیه مهاجمان سلجوقی در گرجستان توسط دیوید شاه چهارم جوان خانواده‌ی سلطنتی باگراتیونی که در سال 1089 در سن 16 سالگی، تخت پادشاهی را پس از کناره‌گیری پدرش جورج دوم باگراتیونی به ارث برد، رهبری شد. دیوید بلافاصله پس از رسیدن به قدرت، ارتش و گروه شبه نظامی روستایی منظمی ایجاد کرد تا بتواند در برابر استعمار سلجوقی در کشورش مقاومت کند. جنگ صلیبی اول (1096-1099) و جنگجویان صلیبی علیه ترک‌های سلجوقی در آناتولی و سوریه از لشکرکشی‌های موفقیت‌آمیز دیوید در گرجستان حمایت کردند. دیوید تا پایان سال 1099 از پرداخت مالیات به سلجوقیان اجتناب و اکثر سرزمین‌های گرجی بجز تفلیس و Hereti را آزاد کرد. وی در سال 1103 کلیسای ارتدکس را به رسمیت شناخت و آن را با گماشتن به عنوان اسقف اعظم و اعطای تاج صدر اعظم گرجستان، به دولت پیوند داد. ارتش گرجی در سال‌های 1103  تا 1105 کنترل Hereti  را در دست گرفت و حملات موفقیت‌آمیزی به شهر تحت کنترل سلجوقیان، شیروان، کرد. دیوید بین سال‌های 1110 و 1118 شهرهای Lori, Samshvilde, Rustavi و سایر دژهای Kartli و Tashiri پایین را فتح کرد، اما تفلیس تحت محاصره‌ی سلجوقیان باقی ماند.

دیوید شاه در سال‌های 1118 تا 1119 به دلیل میزان زیاد و قابل توجهی از سرزمین‌های آزاد و خالی از سکنه درنتیجه‌ی خروج عشایر ترکیه‌ای و احتیاج شدید به نیروی انسانی شایسته برای ارتش، تعداد 40000 رزمنده‌ی قپچاق از قفقاز شمالی را فراخواند تا با خانواده‌هایشان در گرجستان مستقر شوند. فرمانروای Alania   در سال 1120 خود را خراج‌گزار دیوید شاه معرفی کرد و پس از آن هزاران تن از آلان‌ها را به گرجستان فرستاد تا از محدوده‌ی اصلی قفقاز عبور کنند، که در Kartli مستقر شدند. ارتش سلطنتی گرجی همچنین به مزدوران آلمانی، ایتالیایی و اسکاندیناویایی و مزدوران اهل Kievan Rus خوشامد گفت (تمام آن غربی‌ها در گرجستان به عنوان «The Franks» شناخته می‌شدند).

سلطان محمود سلجوقی در سال 1121 علیه گرجی‌ها اعلام جهاد کرد و ارتشی قوی تحت فرماندهی یکی از ژنرال‌های مشهورش معروف به ایلقازی، برای جنگ با گرجی‌ها ترتیب داد.  گرجی‌ها اگرچه تعدادشان بطور قابل توجهی کمتر از ترک‌ها بود، در جنگ Didgory مهاجمان را شکست دادند و در سال 1122 تفلیس را فتح و آن را به عنوان پایتخت گرجستان اعلام کردند. سه سال بعد، شیروان را فتح کردند. درنتیجه، منطقه‌ی غالباً مسیحی Ghishi-Kabala در شیروان غربی (یادگاری از پادشاهی مرفه آلبانی) به گرجستان پیوست در حالی که بقیه مناطق مسلمان‌شده‌ی شیروان استفاده‌کننده از خدمات دولت گرجستان شدند. در همان سال بخش بزرگی از ارمنستان که توسط سپاهیان دیوید شاه آزاد شده بود مجدداً به دست گرجی‌ها افتاد. بنابراین دیوید در سال 1124  با ترکیب کردن ارمنستان شمالی با زمین‌های گرجی‌ها، پادشاه ارمنی‌ها شد. دیوید شاه در سال 1125 درگذشت و گرجستان قدرت قوی منطقه باقی ماند. دیوید شاه در گرجستان به Agmashenebeli (سازنده) معروف است.

جانشینان دیوید (دیمتِر اول، دیوید پنجم و جورج سوم) سیاست گسترش گرجستان را از طریق مطیع کردن قبایل کوهستانی و طوایف قفقاز شمالی و تأمین امنیت بیشتر در نواحی گرجی، ادامه دادند. به هرحال باشکوهترین پادشاه گرجستان در آن دوره، ملکه Tamar (نوه‌ی بزرگ دیوید) بود.

 

اوایل دوره مدرن گرجستان

King Erekle II

King Erekle II

در قرن 15 کل منطقه گرجستان به طور چشمگیری در تمام جنبه های ممکن از نظر: زبانی، فرهنگی، سیاسی، و غیره تغییر کرد. در طول سه قرن پس از آن، حاکمان گرجستان حفظ استقلال خود را به عنوان کشوری تحت سلطه ترک های عثمانی و ایران صفوی، افشار و قاجار،  نشانه خطر می دیدند. اگر چه گاهی اوقات به عنوان حکومت دست نشانده آن ها یک suzerains (ارباب) قدرتمند داشته است.

در اواسط قرن 15، بسیاری از همسایه های قدیمی دولت گرجستان در عرض کمتر از یک صد سال از نقشه ناپدید شدند. از جمله سقوط قسطنطنیه به دست ترکان عثمانی در سال 1453 در دریای سیاه و برش باقی مانده کشورهای مسیحی منطقه اروپا و سایر نقاط جهان مسیحی. گرجستان به غرب از طریق تماس با مستعمرات ژنوایی (Genoese) از کریمه (Crimea) متصل باقی مانده بود. در آخر، پادشاهی گرجستان دچار رکود اقتصادی و سیاسی و در سال 1460 پادشاهی به چند حکومت امپراطوری و امیرنشین تقسیم شد:

  • 3 امپراطوری کارتلی، کاختی و ایمرتی.
  • 5 امیرنشین های از گوریا، سونتی، مسختی، Abkhazeti و سامگرلو.

در اواخر قرن 15 امپراتوری عثمانی در ایالات گرجستان از غرب مورد تجاوز واقع شد و و در سال 1501 یک قدرت جدید مسلمان، ایران صفوی، در شرق به وجود آمد. برای چند قرن بعد، گرجستان به یک میدان نبرد میان این دو قدرت بزرگ به عنوان رقیب تبدیل شد و ایالات گرجستان برای حفظ استقلال به روش های مختلف مبارزه کرد. تجاوز عثمانی و صفوی ایران آغاز شد، برای عثمانی در اواخر قرن 15 و برای صفویان در اولین قرن 16 که ایرانیان در سال 1500 موفق شدند شرق گرجستان را به عنوان یک تبعه در آورند.

در 1555، عثمانی ها و صفویان صلح نامه آماسیه (Amasya) را امضا کردند که به دنبال آن جنگ عثمانی – صفوی (1532-1555) پایان داده شد و حوزه نفوذ در گرجستان بین آن ها تعریف گردید، طبق آن ایمرتی (Imereti) در غرب را به ترک ها و کارتلی-کاختی (Kartli-Kakheti) در شرق به ایرانیان واگذار گردید. با این حال این پیمان ، برای مدت طولانی در نظر گرفته شد، که طی آن نیروی های عثمانی بتوانند لشکرکشی کنند و جنگ بعدی را برای پایان دادن به سلطه فارسیان در منطقه راه اندازی کنند.

 ایرانیان صفوی دوباره تسلط خود را بر مناطقی که از دست داده بودند، در حدود دو دهه بعد به طور کامل به دست آوردند، از جمله سلطه کامل بسیاری از گرجستان در جنگ عثمانی – صفوی (1603-1618).

پس از شکست غیر منتظره عثمانی برای به دست آوردن جای پایی دائمی در قفقاز شرقی، ایرانیان بلافاصله به دنبال تقویت موقعیت خود تسلط بر گرجستان شرقی را به عنوان بخش جدایی ناپذیر از امپراطوری را به عنوان یک موضوع مطرح کردند.

در طول 150 سال ایرانیان بر گرجستان سلطه داشتند و پادشاهان و اشراف را به شورش واداشتند، در حالی که در بسیاری از مواقع فعالیت سیاسی خفته بود و بسیاری از پادشاهان و اشراف به طور کامل سلطه ایرانی ها را پذیرفته و به اسلام گرویدند. در اوایل قرن 17 شاه عباس اول (Shah Abbas I) یک کمپین تنبیهی در سرزمین های گرجستان خود، پس از مطلع شدن از حمله تیموراز اول (Teimuraz I) به همراه چندتن از شهروندان مسیحی به فرماندار قره باغ و کشتن او، ساخت. شاه عباس تصمیم به مقابله با او را داشت، اما تیموراز اول به گرجستان به سمت احمد اول (Ahmed I) فرار کرد. این رویداد به پیمان Nasuh Pasha بین عثمانی و صفوی پایان داد. در سال 1616، عباس اول (Abbas I) نیروهای نظامی خود را با هدف سرکوب شورش گرجستان در تفلیس به گرجستان اعزام کرد. با این حال سربازان صفوی مقاومت شدید از سوی شهروندان تفلیس مشاهده کردند. همین باعث خشمگین شدن شاه عباس اول شد و دستور قتل عام مردم را داد. تعداد زیادی از سربازان گرجستان و مردم کشته و بسیاری دیگر بین 130.000 و 200.000 گرجی از کاختی به ایران تبعید شدند. در قرن 17، شرق و غرب گرجستان به دلیل جنگ دچار فقر شده بودند.

وضع اقتصاد بد بود و  داد و ستد کالا به جای استفاده از پول انجام می شد. جمعیت از شهرستان ها به طور قابل توجهی کاهش یافته بود. مسافر فرانسوی ژان شاردن (Jean Chardin)، که از منطقه Mingrelia در سال 1671 یازدید داشت، به فقر و بدبختی دهقانان، استکبار اشراف و جهل روحانیت اشاره کرد. حاکمان مختلف در گرجستان اغلب بین تصدیق عثمانی و یا سلطه ایران (که اغلب مستلزم تبدیل اسمی به اسلام) و یا پیشنهاد برای استقلال تقسیم شدند. ظهور قدرت امپریالیستی در شمال، به طور فزاینده وسوسه انگیز شد.

ادامه مطلب : قسمت دوم تاریخ کشور گرجستان

مرکز تخصصی تور گرجستان آماده پاسخ گویی به تمامی سوالات شما گردشگران عزیز راجع به نحوه ثبت نام تور گرجستان و تور باتومی به طور تمام وقت می باشد.
02188176202
09125400667

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *